هر وقت زندگي تورا در جاي تاريكش قرار داد
بدان كه :
![]()
![]()
( مي خواهد تصوير زيبايي از تو ظاهر كند....)![]()
![]()
![]()
-
-
-
-
-
-
-
-
-![]()
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-![]()
درنبرد بين انسانهاي سخت و روزهاي سخت
اين انسان است كه مي ماند نه روزهاي سخت....
-
-
-
-
-
-
-
-
-![]()
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-![]()
در ميان هر سيب دانه ي محدودي است.....
در دل هر دانه سيبها نا محدود.....
چيستاني است عجيب....
دانه باشيم نه سیب....
-
-
-![]()
-![]()
سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديسي زيبا نخواهدشد
از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته ي تنديس است
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-![]()
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد
به دلي دل بسپار كه جاي خالي براي تو داشته باشد
و دستي را بپذير كه.....
باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.....
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-![]()
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
عشق ايستادن زير بارون و خيس شدن با هم نيست ...
عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود
وآن ديگري هيچ وقت نداند كه چرا خيس نشده است
-
-
-
- ![]()
با استفاده از ترفندی که در این پست قرار می دهم میتوانید به راحتی و با تایپ یک دستور بفهمید که از مدت زمان روشن بودن کامپیوتر شما چه مدت گذشته است.
برای این کار:
از Start به Run بروید و در Run تایپ کنید cmd .
در پنجره باز شده دستور net statistics workstation را تایپ کنید.
خواهید دید که متونی ظاهر میگردد.
در بالاترین قسمت و در مقابل Statistics since میتوانید زمان و تاریخ روشن شدن سیستم را ببینید.
سخت پاپیچ پدر بود واز او می پرسید:
زندگی چیست پدر ؟!
پدرش از سر بی میلی گفت:
زندگی یعنی عشق![]()
عشق یعنی چه پدر؟!
بوسه گرم تو بر گونه من![]()
دخترک خنده بر آورد ز شوق
گونه های پدرش را بوسید وگفت:
عشق گر بوسه.....بوسه هایم همه تقدیم به تو ![]()
____________________________
تو هر روز صبح باید بلند شی
با نوک پا بری اشپزخونه
برام استیک درست کنی
بیاری برام توی رخت خواب
بری بیرون کار کنی
مزدتو درسته تقدیم کنی
باید ...
باد بزن بیاری بادم بزنی
بدویی بری کلیسا.
زانو بزنی و بگی:
{{خدایا ممنونم که این مرد رو به من دادی}}
به این می گم عشق واقعی
واقعی وشیرین
البته این عشقی نیست که من دارم
ولی این عشقیه که لازم دارم
اگه کسی به من اتهام زد(که خیانتکارم)
اسلحه شو به طرفم نشونه گرفت،
دلم میخواد بپری وسط
تا گلوله بخوره به قلب خودت
وقتی می افتی زمین وداری می میری
دلم می خواد نگام کنی و بگی:
{{شل ببخشید که فرشت رو کثیف کردم
لطفا فقط جسدم رو بنداز بیرون}}
به این می گم عشق واقعی
واقعی و شیرین
البته این عشقی نیست که دارم
ولی این عشقیه که لازم دارم
_______________________
((از کتاب: به این می گم عشق واقعی)
(نویسنده:شل سیلور استاین))
جهت انجام این عمل مراحل زیر را دنبال کنید :
ابتدا از منوی start گزینه run را انتخاب کرده وregedit را تایپ کرده و ok را کلیک کنید تا برنامه رجیستری اجرا شود.حال در پنجره باز شده دکمه f3 را بزنید. (توضیح اینکه کلید f3 جهت جستجوی یک کلید در رجیستری می باشد (
سپس کلمه showall را وارد کرده و دکمه find next را کلیک کنید(از قسمت پایین این پنجره گزینه keys فعال باشد.) تا کلید مورد نظر در پانل چپ ظاهر شود.در این حالت از پانل راست روی گزینه checkedvalue دابل کلیک کنید و مقدار آن را از 1 به صفر تغییر داده از رجیستری خارج شوید. حال my computer را باز کرده و از منوی tools گزینه folder options را انتخاب کنید.به سربرگ view رفته و در قسمت hidden files and folders گزینه do not show hidden files and folders را فعال کنید و در نهایت ok را بزنید.از این پس هرگاه بخواهید فایلهای مخفی را آشکار کنید موفق نخواهید شد مگر اینکه دوباره ارزش پوشه checkedvalue را به 1 برگردانید.
الو ... الو... سلام .کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟ پس چرا کسي جواب نميده؟ يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...
هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم . صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما... بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛

بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ... بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...
کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.....![]()
![]()
نگاه کردن به فیلم خصوصی دیگران یه حالی میده که نگو...
از طرفی دیگه فیلم خصوصی تو هم همین جوریه...
خیلی حال میده آدم وارد خصوصی ترین لحظه یه زن و مرد بشه و اونوقت اون لحظه ای رو که از ناکجا آباد بدست آورده تکثیر کنه و حالشو ببره...
واقعا شغل بسیار عالی و پردرآمدی است که اگر رو بورس بیفتی زندگیت از نظر مالی یه عمر بیمه است...شغلی فوق العاده با ارزش و معنوی که اون دنیا هم نمی توانند اجرش رو بدند...
راستی از این طریق می تونی بسیاری از جوانان بی کار رو صاحب کاری بسیار خوب و با ارزش معنوی بالایی کنی...
جداْ چه ثوابی داره!!!
اون دنیا پدرت به مقامت غبطه می خوره!!!
اون دنیا همه دست نیازشون رو به سوی تو دراز می کنند تا شفاعتشون کنی!!!
چه اونی که پخش میکنه و چه اونی که می بینه حالشو می بره...
اگه غیرت داری برای یه بار هم که شده نگاه نمی کنی
و برای یه لحظه فکر کن که فیلم خصوصی تو یا ناموست تو جامعه پخش بشه...
کلاغه دلش گرفته بود
کلاغ سیاه پاپتی
پرید روی شاخ درخت
گفت : غار و غار
از یه جایی صدا اومد
که : زهر مار
بغض کلاغه ترکید
یه قطره اشک
از روی گونه هاش چکید
قطره اشک
لابه لای پرای سیاه
گم شد و رفت
یه تیکه سنگ
از تو حیاط یه خونه
اومد و اومد
نشست رو سینه کلاغ
قلب کلاغه ترکید
کلاغه افتاد رو زمین
یه صدا اومد:
اون کلاغ زشتو ببین ..
کلاغه چشاش تار شده بود
همه جا ها رو سیا میدید
عین خودش
زشت و سیاه و خط خطی
کلاغه مرد
...
کسی نفهمید که کلاغ
دلش خیلی گرفته بود
آخه شب قبل
یه گربه ناز و ملوس
بچه هاشو گرفته بود
کلاغه هم دلی داشت
همدم و همدلی داشت
کلاغه هم عاشق بود
کلاغ سیاه پاپتی
زشت و سیاه و خط خطی
واسه خودش کسی بود
کی از دل کلاغه با خبر بود ؟
کی حالشو می فهمید
حیف کلاغ پاپتی
با رنگ زشت و خط خطی
....
راستی مگه ما آدما
از دل هم خبر داریم ؟
ما آدمای رنگارنگ
زشت و قشنگ
رد میشیم از کنار هم
سلام و علیک
حالت چطوره اصغری ؟
حرفای بیخود میزنیم
خنده هامون شیشه ایه
درد دلامون الکی
عاشقیمون , دروغکی
ما لای دودا گم شدیم
تصویرامون خیالیه
هرچی که داره مغزمون
شکلکای سئوالیه
دل چیه ؟ یک تیکه خون
پر از : نرو , پیشم بمون ...
دلم میخواست کلاغ بودم
همون کلاغ پاپتی
زشت و سیاه و خط خطی
پر میزدم تو آسمون
کسی نمی گفت که : بمون
می پریدم رو یه درخت
گریه می کردم : غار و غار
پشت سرش یه زهر مار
حداقل این فحشه که راستکی بود
اینجوری هیچکسی دلش
واسم الکی نمی سوخت
کسی برام
لباس پادشاه توی قصه ها رو نمی دوخت
نه عاشق کسی بودم
نه کسی عاشقم بود
کلاغه تنهایی بودم
گمشده تو شهر دود
اشک کلاغو هیچکسی
نمی تونه ببینه
حال دلش ؟!
عجب ..مگه حالی واسش میمونه ؟
دلم میخواست کلاغ بودم
تا که یه روز
زخم یه سنگ راستکی
که درد اون بهتره از زخم زبون آدما
دلم رو با تموم این نگفته هاش
بترکونه
کسی دلش واسه کلاغ زنده که نمی سوزه
کسی دلش واسه کلاغ مرده هم ,نمی سوزه
...
صبح سحر
یه رفتگر
کلاغه رو انداخت لابه لای آشغالا
کلاغه با دلش پرید تو قصه ها
دلش نگو , یه تیکه خون
پر از :
برو
پیشم نمون .
برخی از دوستان برای محافظت از ویندوز xp بروی ویندوز خود پسورد می گذارند و محافظت ویندوز xp از طریق پسورد گذاری بسیار کار خوبی می باشد ولی تا زمانی که پسورد ورود به ویندوز را فراموش نکرده با شید و اگر چنین اتفاقی بیافتد شما نمی توانید وارد کامپیوتر و ویندوز خود شوید . درنتیجه برای جلو گیری از این اتفاق شما می توانید یک دیسکت غیر فعال کننده پسورد بسازید .درواقع نحوه عمل کرد این دیسکت به این صورت می باشد که :
وقتی شما پسورد خود را فراموش کرده با شید و در هنگام ورود ، ویندوز از شما پسورد را بخواهد شما با قرار دادن این دیسکت در کامپیوتر ، ویندوز xp پرسش پسورد را غیر فعال می کنند و شما به راحتی می توانید وارد ویندوز خود شوید. برای ساخت این دیسکت به ترتیب زیر عمل کنید :
۱ - ابتدا از طریق منوی Start وارد Control Panel شوید .
۲ - در پنجره Control Panel بروی آیکون User Accounts کلیک کنید تا پنجره مربوطه بعد باز شود.
۳ - بعد از باز شدن پنجره User Accounts بروی نام کاربری خود (Account Name) کلیک کنید تا پنجره جدیدی باز شود.
۴ - در پنجره جدید و در سمت چپ آن در بخش Related Tasks بروی گزینه Prevent a forgotten password کلیک کنید تا پنجره Forgotten Password Wizard باز شود . (این گزینه زمانی فعال میباشد که شما بروی ویندوز خود پسورد گذاشته باشید )
۵ - پنجره Forgotten Password Wizard شما را هدایت می کنند تا یک دیسکت غیر فعال کننده پسورد بسازید .
جز ماه که به ستاره هایش می خندید ...
و روزگار که از حا ل دل من می پرسید...
و خط سپید کنار جاده ٬
که دم از رفاقت می زد.
ای کاش که با من بودی
و تاریکی را می دیدی که چقدر با محبت بود
و غم را می دیدی که سر افکنده در کنارم می آمد و ...
زندگی آن شب چه سخت بود
در سینه تنگم نفس سنگینی می کرد
دستهایم می لرزید
وبغض گلویم را می فشرد
همه در خواب بودند
ای کاش پرنده ام را داشتم ٬حتی در قفس
لااقل هر روز طلوع خورشید را نشانش می دادم
و هر شب با هم ستاره ها را می شمردیم
و در دفتر حضور وغیاب روزگار همه را حاضر می زدیم.
ای کاش ..
پرنده ام را داشتم ٬حتی در قفس
تا به هنگام عبور ابرهای سیاه از بالای آسمان حیاتمان سرش را گرم
می کردیم
به سوالی از تبار عشق
ویا جوابی از جنس محبت....
موفقیت همین است: جمع راه و روش های زندگی هوشمندانه. در اینجا به چند مورد از این شیوه ها اشاره می کنیم.
قبل از ترک منزل به سمت محل کار، زمانی را صرف چک کردن شیوه ی لباس پوشیدن خود کنید و اطمینان حاصل کنید که آیا لباس مناسب به تن کرده اید یا خیر. ممکن است بعضی ها بگویند که لباس برای آدم ارزش نمی آورد، اما به عقیده ی من کاملاً اشتباه است. دنیای کار و تجارت تا حد زیادی روی این مسئله می چرخد.
اگر مثل یک فرد موفق لباس بپوشید، دیگران هم مثل یک فرد موفق با شما برخورد میکنند. پس در شیوه ی لباس پوشیدنتان تجدید نظر کنید.
رفتار خود شخص نقش بزرگی در موفقیتش دارد. دیدگاهتان نباید هیچگاه مثل انسان های شکست خورده باشد. خوب است که پیشرفت ها و دستاوردهایی که در راه آنها تلاش می کنید را برای خود مجسم کنید. همیشه نیمه ی پر لیوان را ببینید. مردم هم همیشه از افراد موفق تبعیت میکنند نه منفی بافان.
موفقیت اکثر اوقات یک کار گروهی است. یک گلزن در فوتبال هیچوقت به تنهایی نمیتواند موفقیت کسب کند. با همکاری و مساعدت اعضای مختلف یک گروه، موفقیت به دست می آید. اگر در یک گروه کار می کنید، تا جایی که می توانید مسئولیت ها و کارهای خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهید و از دیگران نیز همین انتظار را داشته باشید. در این حالت است که موفق خواهید شد.
کسی که شکار کردن بلد باشد، می داند که می توانید منتظر شکار در جایی مخفی شوید اما هیچوقت چیزی شکار نکنید. قانون شکار این نیست. باید از مخفیگاه بیرون آیید و خودتان به دنبالش بروید. در مسائل کاری نیز وضع به همین منوال است. منتظر تکلیف نمانید. خودتان به دنبال کار باشید. در خود انگیزه ایجاد کنید و به دنبال پروژه های جدید باشید و از هیچ چیز هراسی به دل راه ندهید.
وقتی همه ی قدم ها را به دقت بردارید، تنها چیزی که ممکن است مانع رسیدن شما به موفقیت شود، مهارت های ارتباطی است. خود را در یک جلسه ی کاری تصور کنید. رئیستان از شما نظر خواهی می کند. شما دقیقاً می دانید که چه باید بگویید تا مشکل حل شود، اما در بیان آن عاجزید. صدایتان و کلماتتان هیچکدام یاریتان نمیکنند. اینجاست که همه کم کم از شما دوری می کنند. پس یاد گرفتن مهارتهای ارتباطی یکی از اصول اولیه است.
هر کاری که انجام می دهیم، قطعاً دلیلی دارد. و برای رسیدن به نتیجه ای مشخص است که همه ی این کارها را انجام می دهیم. در محل کار هم باید همین طور باشد. هر کار ناخوشایندی هم که مجبور به انجامش هستید را با در نظر گرفتن نتیجه و هدفتان به دقت انجام دهید. این به شما انگیزه هم می دهد.
مهم نیست کار شما چه باشد، تلفن همیشه یکی از مهمترین ابزارها بوده است. حتی از کامپیوتر هم مهم تر است چون وسیله ای است که با آن ارتباط برقرار میکنیم. کسی که آنطرف خط است باید اطمینان یابد که شما دقت و توجه لازم را به او دارید. هنگام صحبت کردن با تلفن از خوردن و آشامیدن و آدامس جویدن خودداری کنید.
هنگام کار کردن روی یک پروژه، قدم به قدم همه ی مراحل را به دقت طی کنید. برای کار خود طرح و برنامه داشته باشید. اگر قسمتی از کار را ندیده بگیرید، مطمئناً کارتان به نتیجه نخواهد رسید.
گروهی از مردم فقط برای ایراد گرفتن از سایرین زندگی می کنند. شما اینطور نباشید، اگر در کار کسی ایرادی مشاهده کردید، مثل یک معلم به او گوشزد کنید. کسی را مسخره نکنید و بیش از حد شکایت نکنید. و زمانی هم که کاری شایسته ی ستایش است، تحسین کنید.
سعی کنید در برخورد با دیگران همیشه مودب و مشتاق و علاقه مند باشید. مردم درمورد ما با نحوه ی برخوردمان با آنها قضاوت می کنند. خوش خلق باشید و رفتارتان را اصلاح کنید.
افراد در برخورد با مشکلات دست پاچه می شوند. بهترین راه حل برای از بین بردن این مشکل این است که هر از چند گاهی مسئولیت برطرف کردن یک مشکل را بر گردن بگیرید.
وقتی کسی از شما انتقادی می کند، ابتدا ببینید منبع معتبری دارد یا خیر. راحت است که انتقاد را ندیده بگیرید و پیش خود بگویید طرف حسود بود. اما خوب است که گهگاه خودمان را همانطور که دیگران می بینند ببینیم. روی انتقادات دیگران فکر کنید و توصیه ها را نادیده نگیرید.
همیشه کارها را طوری انجام دهید که انتظار دارید دیگران انجام دهند. این کار بسیار تاثیر گذار است و در کل شرکت انعکاس پیدا می کند. اگر همیشه کارهایتان را به بهترین نحو انجام دهید، در کارتان نمونه خواهید شد و دیگران نیز به عنوان یک سرمشق از شما پیروی می کنند.
چیزی به اسم موفقیت یک شبه یا یک شبه ره صد ساله رفتن وجود ندارد. حتی آنها که به نظر شما یک دفعه موفق شدند نیز مطمئن باشید که برای رسیدن به این موفقیت زمانی طولانی تلاش کرده اند. رسیدن به موفقیت نیازمند گذر زمان است. باید صبور باشید و همیشه هدف را در ذهنتان نگاه دارید.
سعی کنید همیشه در زمینه ی کاریتان از اطلاعات روز باخبر شوید و علوم جدید مربوطه را یاد بگیرید. همیشه سطح دانش خود را بالاتر از دیگران نگاه دارید و موفق خواهید شد.



