تبليغاتX
عشق مردنی نیست - وصیت نامه چارلی چاپلین به دخترش جرالدین

 

 
حقیقت را با تو می گویم دخترم :

مردمان بر روی زمین استوار بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار سقوط می کنند.

شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .

آن شب این الماس، ریسمان نا استوار تو خواهد بود  و سقوط تو حتمی است.

شاید روزی چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند. آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود.

و بند بازان ناشی . همیشه سقوط میکنند.دل به زر و زیور نبند.

زیرابزرگترین الماس این جهان آفتاب است وخوشبختانه این الماس بر گردن همه می درخشد.

اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ،

به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد.

و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشواراست این رامیدانم.

به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند .

به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت .

اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد

که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند. برهنگی ، بیماری عصر ماست ،

و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دارمی زنم .
اما به گمان من ،

تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست میداری .

بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد .
مال دوران پوشیدگی .

نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد......
+ نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 23:39 توسط مرتضی |